زندگی در گروه مرگ

از هشتم آذر ۷۶ و حماسه ملبورن، با صدای فریادهای جواد خیابانی و گل خداداد، فوتبال به طرز غریبی به زندگی تکتک ما ایرانیها تزریق شد. آن صعود در پلیآف آنقدر چسبید که مزهاش هنوز زیر زبان ماست. شاید ما ایرانیها عادت کردیم که همه چیز را سخت به دست بیاوریم. آسان که باشد انگار نمیچسبد. وقتی در ۲۲ خرداد سال گذشته ازبکستان را به سادگی از پیش رو برداشتیم و بعد از روسیهی میزبان و برزیل، به عنوان سومین تیم خیلی زود به جام جهانی روسیه صعود کردیم، به دلمان چسبید؛ ولی نه مثل ۲۰ سال پیش. شاید توقعمان بالا رفته از این تیم، از این سرمربی و از این همه هزینه که همهاش برای فوتبال است.
همه چشمانتظار بودیم تا روز قرعهکشی که ببینیم اینبار میتوانیم با کمی شانس امیدوارتر از همیشه باشیم که آقای کافو با آن لبخند معروفش، زیباترین قرعه را برایمان کشید و تا مدتها همه دعاگویش بودیم! گروه مرگ، سهم ما از این قرعهکشی بود و با غولهایی همچون اسپانیا و پرتغال و البته بچه غولی از جنس مراکش همگروه شدیم. پرتغال قهرمان اروپاست و اسپانیا هم که در ۲۰۱۰ قهرمان جهان شده است. مراکش هم با تیم دومش در آفریقا به قهرمانی رسیده و پای به این رقابتها گذاشته است. البته ما هم خوبیم. از همه نظر! بچههای تیم ملی با قدرت مشغول تمرین هستند و اصلا به مد و ظاهر اهمیت نمیدهند (با احترام به شرکت هاکوپیان) و بدون هیچ حواشیِ خاصی، فکر و ذکرشان فوتبال است. کلی هزینه کردیم برایشان که به فوتبالِ ملی فکر کنند دیگر! پول بیتالمال که شوخی ندارد. فقط دومیلیون یورو به کارلوس دادیم که از این جهت در رتبه هفتم مربیان جام جهانی هستیم. یعنی دستمزدی بالاتر از مربیان انگلیس، آرژانتین و اروگوئه. البته چون جهانگیری فراموش کرده بود که قیمت یورو را هم به همه اعلام کند که ثابت بماند و اینقدر بالا نرود، ما به قیمت همان دلارش حساب کردیم که باز هم خیلی میشود.
خوشبختانه بازیهای دوستانهی ما برای آمادهسازی تیم در این مدت نیز با حریفانِ بسیار بسیار بزرگی بود و آنقدر فوت و فنهای خاص در این بازیها نشان دادیم که این بازی آخر با لیتوانی را پشتِ درای(درهای) بسته به انجام رساندیم. البته نه اینکه فکر کنید دلیلش عاشقان دلشکسته بود، نه. این مهم فقط برای حفظ اسرار تیم ملی بود و لاغیر.
با تمامی این اتفاقات خوب و بد و خط خوردن سید جلال و دعوت نشدن وریا و کاوه و علیپور، با تکیه بر هواداران همیشه در صحنه ایرانی که در روسیه نیز حضور پر رنگی دارند، در انتظاریم تا تیم ملی به کاپیتانی مسعود شجاعی که سومین جامجهانیاش را تجربه میکند، روز جمعه ۲۵ خردادماه، نخستین بازی خود را در مقابل مراکش به انجام برساند.
قطعا از بازی ملیپوشان در مقابل ستارههای بزرگ اسپانیا و پرتغال هم لذت خواهیم برد و تا مدتها خاطرات شیرین این رویارویی را در ذهن مرور خواهیم کرد.
ما «۸۰ میلیون نفر، یک ملت و یک ضربان قلب» تا پایان این مسیر که امیدواریم این پایان، خیلی هم زود نباشد، امیدوارانه در گروه مرگ، زندگی خواهیم کرد.